ایران وطنم
چو ایران نباشد تن من مباد
امروز ماه دی تموم شده ماه تولد من روز تولدم خوش گذشت صبح که از خواب پا شدم قلمو بوس کردم و هدیه اش رو دادم و هدیه ام رو بهم داد یه مدت بود میخواستم برم کیف بخرم واسه سر کارم نمیشد برام کیف خریده بود اینقدر قشنگ و تازه دوتا عکسهامو با فتوشاپ درست کرده بود داده بودن قاب کرده بودن خیلی دوست داشتم کادومو و من نمیدونستم براش چی بخرم یکم خورده ریز گیر سر و اینا خرید با لاک جالبه روز تولدم هم هدیه میگرم هم هدیه میدم صبح داداشم برام اس ام اس داد از تو اتاقش خیلی جالب بود یعنی هنوز خواب بود ولی برای من و قلم اس ام اس داده بود و من دیگه تا شب ندیدمش مامانجونم که زحمت کشیده بودن ازقبل هدیه رو برام فرستاده بودن یعنی گفته بودن مامانم از طرفشون برام بخره که مامانم برام لباس خریده بود مامانم خودش برام کیف پول چرم سفارش داده بود خیلی جالب بود هدیه ی داداشم معرکه بود یه گردنبند تیتانیوم و یه سکه پارسیان اصلا اصلا قیمت هدیه برام اهمیت نداره این که میفهمم یادشون بوده عزیزانم روز تولدمو رو خوشحالم میکنه احمد که کلی با هم حرف زدیم برام یه کلیپ جالب ارسال کرد و گفت کلی کارتپستال دانلود کرده مونده کدومشو برام بفرسته و میخواسته یه آهنگ برام انتخاب بکنه بفرسته همه اش برام جالب و قشنگ بود خاله ام که اس ام اس دادن و تبریک گفتن بابام که بهم پول دادن و داداش کوچیکم دوستتون دارم فداتون بشم ان شالله بتونم جبران بکنم چیز جالب اینکه امسال برای خودمم هدیه خریدم روز تولدم " وقت خود را بیشتر با کسانی بگذرانید که شما را می خندانند با آدمی هایی که برای تاثیر گذاشتن بر آنها باید خودتان را تخت فشار قرار دهید کمتر معاشرت کنید." از شله زرد پزون بنویسم که چقدر خوش گذشت مامانجون برای شادی روح پدرشون اینا شله زرد پختن خیلی خوشمزه من عاشق شله زردم خدا رحمت بکنه همشونو پدربزرگ مامانم خیلی شله زرد دوست داشتن خدا ساکنان خاک رو قرین رحمت بکنه از بازار طلا و و دلار که وحشتناک هست بگم در عرض چند روز اینقدر طلا رفت بالا دقیقه ای شده نزدیک یک میلیون شده امروز ۹۰۰۰۰۰تومان چیکار کردن یهویی بیچاره مردم چه میکشیم خطر جنگ که در راه هست تحریم های بیشتر نفت باعث میشه اقتصاد داغون ما زمین بخوره و مردم دیگه نمیدونم باید چیکار بکنن خود اوباما گفته که تحریم ها موثر بوده حق هم داره اقتصاد ایران رکود داشت داره زمین میخوره این دستگیری ها زیادی که دارن انجام میدن و افراد بیگناه بیشتری رو در زندان می اندازن از سوریه که تو این مدت بیش از ۵۰۰۰ نفر یا ۷۰۰۰ نفر رو کشتن و الان امروز خبر اومده که یه شهر سوریه به دست مخالفان افتاده واییی بیچاره ها داره مثل لیبی میشه خدابهشون کمک بکنه اینقدر کشته دادن حداقل به یه جای خوب برسن از این بگم که ۲۵ روز دیگه امتحان دارم یکم استرس دارم ولی توکل میکنم به خدا درسامو خوندم از پارسال آماده ترم سعی میکنم استرس نداشته باشم و به نیرویی که پشتم هست تکیه کنم نه مکشلی که جلوم هست سربلند ایران و ایرانی یا حق دی یه ماه خوبی هست ماهی هست که تو یکی از روزاش به دنیا اومدم دارم فکر میکنم من دیگه ۲۴ رو پر کردم وارد ۲۵ سالگی شدم ۲۴ سال رندگی کردم زیاده ها سالهای اول که هیچی بچه ی جنگ بودم مامانم اینا میگن تاریک میکردن واسه اینکه صدام میزده و من گریه میکردم خوب بابا بچه میترسیده من بیشتر از قلم گریه میکردم و خاله ام صدای منو تشخیص میدادن از بچگی هام که میگن لذت بخش هست برام وایی وقت ندارم برم آلبوم بچگی هامو ببینم اون موقع که نی نی بودم خیلی کوچولو بودم اولین حمامم رو خاله ام بردن مامانجون جرات نکردن ببرن از بس کوچیک بودیم مامانم میگه یه پوشک رو نصف میکرده بازم برامون بزرگ بوده آخه چقدر کوچولو بودما رفتم مدرسه وایی خاطرات کم رنگی که از اون دوران یادمه یاسمین دوستم خانم احمدی مدیر مدرسه مون وایی اون روزی که رفتم دم کلاس خواهرم اینا بعد معلمشون فکر کردم من خواهرم هستم دعوا کرد چرا رفتم دم در برو بشین سر جات و من توضیح دادم من مال این کلاس نیستم خواهرم هست و بعد معلمه کلی تعجب کرد دم در کلاس خواهرم رفته بودم یکی رو بگم دفتر کار داره عجب خاطراتی چقدر به این قضیه میخندیدیم اون روزی که یه خانومه تو خیابون گفت من لوچم یا شما دوتایی اید بامزه ترین تعریف بود که شنیده بودم راهنمایی رفتم خاطرات راهنمایی شبنم ضرابی یکی از بهترین دوستام و مرجان ناهید ریحانه اون مدرسه ی ای که الان خرابش کرد تقریبا قدیمی بود حیاط بزرگش واییی یادش بخیر بچه هایی که با پسرا دوست بودن و من هیچ موقع از این کار خوشم نمی اومد میگفتم عجب بچه هایی بایدبه فکر مملکت و آینده ی کشور باشن و دنبال این کارا بودن خانم معلم ریاضی ام که یادمه و شنیدم فوت شدن خدا رحمتشون بکنه خانم روغنی مدیر مدرسه مون اون سالی که مریض شدم دبیرستان که باز دوستی دخترا و پسرا وتازه بیشتر از راهنمایی شده بود و من یه بار به همین خاطر دبیرستانمو عوض کردم هیچ موقع این احساساتو نمیفهمم حتی الان که میبینم دختر پسرایی که چقدر به هم کشش دارن و از هیجان تو اوج سرما گرمشون میشه برام تعجب انگیز هست این رفتارا وایی دوستای دبیرستانم یعنی خوب دبیرستادن دیگه دوست زیادی نداشتم نمیتونستم دوست پیدا بکنم ولی شمس السادات و ندا از دوستام بودن و پیش دانشگاهی وایییییی چه سالی بود دانشگاه سمیرا یکی از بهترنی دوستایی که تو دانشگاه پیدا کردم و ناهید وایییی چقدر خاطرات جالبی دارم کاش مینوشتمشون دوستم که دفتر خاطرات داره باید جالب باشه ولی خاطراتی مهم هستن که تو ذهن بمونن واقعا من تو این ۲۴ کار مفیدی انجام دادم؟!!!!! خوب درس خوندم و کلی کتابهای مختلف مهم نیست؟؟؟؟؟؟ خوب خوب دیگه کار خاصی به ذهنم نمیاد کلاس آموزشی هنری رفتم چی ؟ اونم مهم نیست؟ خوب دیگه کاری نکردم تفریح من همین کتاب بوده تلوزیوزن و نت و بقیه اش هم که درس میخوندم کاری نکردم که الان بتونم بگم سال ۸۸ فارغ التحصیل شدم چه سالی بود سال ۸۸ پر از حادثه و خاطرات تلخی که تا عمر دارم فراموش نمیکنم و از اون موقع دارم برای ارشد میخونم از مهر امسال دارم میرم سر کار و کلی تجربه های جدید کسب میکنم خوب و بد کنار هم تو این یه نظر زندگی مو مرور کردن دوست دارم از مامانم و خاله هام تشکر بکنم الگوهای خوب زندگی من اگه دین رو دوست دارم و اعتقادات مذهبی دارم به خاطر اینه که الگوهای خوبی داشتم الگوهایی که دینو عملی یادم دادن خودشون یه چیز نمیگفتن چیز دیگه رفتار کنن من دینو تو رفتار اونا شناختم و بعد خودم پیگیر شدم و بیشتر یاد گرفتم از آقای شفیعی خدا رحمتشون بکنه که به طور غیر مستقیم تو زندگیم نقش داشتن کلی چیز یاد گرفتم ازشون از کتاباشون از خاطرات شاگرداشون و حتی از شاگرداشون کاش بتونم عمل بکنم از شریعتی که عشق منه ارزوم اینه که بشه الگوی رفتاریم و تمام سعی ام اینه واقعا باید خدا را شکر کنم تا همین جا هم زندگی خوبی داشتم خانواده ی خوب دوستان خوب خدایااااا شکرت ایمانمو بیشتر کن کمک کن وایی امسال دیگه نمیخوام مامانم اینا و دوستانمو ناراحت و غمگین بکنم خداجون کمکم بکن دوستتون دارم خانواده ام رو همه ی دوستامو هموطنامو عاشقتونم خوشحالم ایرانی هستم و زمبونم فارسی هست چقدر نعمت داریم که باید شکر کنیم ولی بازم چشممون دنبال چیزایی هست که نداریم و ناسپاسیم سربلند ایران و ایرانی یا حق زندگی شیرینی و تلخی با هم هست سختی و راحتی هم شاید همینه که باعث میشه آدم راحت تر قبول بکنه زندگی رو من یه دختری که میتونم بگم خوب بزرگ شدم راحتی بوده برام سختی کمی کشیدم یه برادر دارم که با هم بزرگ شدیم و یه خواهر که خیلی دوستش دارم برادر بزرگم با اینکه گاهی با هم دعوا میکردیم و اذیت میکرد ولی همیشه حامی من بوده و هست شک ندارم که دوستم داره و همیشه کمک میکرده البته گاهی هم اذیت میکرده یا محدودیت برام ایجاد میکرده بر اساس فکر خودش همیشه خوبی ام رو میخواد من به داشتن برادری مثل اون افتخار میکنم میدونم همیشه یه حامی قوی و مهربون مثل اون دارم خواهرم که برام عزیزترین هست و یه برادر کوچولو البته الان چهارم دبیرستان هست منظورم از کوچولو کوچیکتر از من هست که اونم مهربونه و همیشه کمکم میکنه دو رو برم همیشه ادمای مهربونی بودن که از داشتنشون لذت بردم و خوشحال هستم مامان و بابای خوب مادر بزرگ و پدر بزرگ خاله ها و دایی ام دوستان عالی و مهربون ولی امروز یه جورایی دلم شکست نمیدونم چرا تو این مدتی که اومدم سر کار با ادمهای خودخواهی آشنا شدم که فقط به فکر منافع خودشون هست و تا اونجایی که میتونن از دیگران بهره میکشن الان سر کارم میخوام برم خونه ی مامانجونم و قرار هست زودتر برم ولی دلم میخواد قضیه ی امروز رو بنویسم یه موقعی که برمیگردم و میخونم خاطراتش برام زنده بشه همکارم بهم گفت قرار هست ۱۵۰ تا بسته بیارن هیچ کس غیر از من تو شرکت نبود آوردن شرکت ما طبقه ی دوم هست من دیدم نمیتونم بشینم که اون بابری که کارتن ها رو آورده تنهایی اینا رو بیاره بالا البته آسانسور داریم ولی همینم سخته از ماشین خالی کردن گذاشتن تو آسانسور آوردن بالا و بعد گذاشتن تو انبار بسته های تقریبا ۲ یا ۳ کیلویی بود همین الان کارم تموم شد بیشترش رو اقای مهربون وانتی انجام دادن من نمیتونستم زیاد کمک کنم ولی همین که مثلا یکی یکی یا دوتایی کارتن میاوردم موقع رفتن بهم گفت به من ۱۰۰۰۰ تومان داده بودن که اینا روبیارم بالا و حالا بیایین نصف نصف کنیم من اصلا قبول نکردم گفتم من فقط کمک کردم یه خورده اش رو اوردم بیشترش رو شما آوردید ولی از آدمهای طماعی که فقط به فکر سودشون هستن متنفرم دلم میخواد ازشون فرار کنم حالم از اینجا به هم میخوره اینجا برام مثل جهنم هست و میخوام که در اولین فرصت از اینجا برم مطمینم این افراد تقاص کارشونو میبینن دلم میخواد مثل شریعتی دعا کنم که خدا نیرویی بهم بده که حتی خودخواهی دیگران رو نفهمم یک هفته هست هوای اصفهان آلوده هست و حتی دیروز و امروز رو ادارات دولتی مدارس و دانشگاهها تعطیل بوده ولی من سر کارم مردم جدی نگرفته بودن آلودگی هوا رو زیاد ولی من باور کردم چون اینا تا یه مسئله بحرانی نشه اقدام نمیکنن البته خوب میگم من بیشتر تو ساختمون وقتی هم میرفتم سر کار فقط مسیر اومدن یکم اذیت میشم و سر درد میگرم و احساس میکنم تو گلوم چیزی هست دیشب شب یلدا بود خوب بود با خانواده ی کوچیکمون بودیم جای داداشم خالی پست بود خدایا فقط سلامتی و دل خوش برای عزیزانم میخوام خدایا خودت به مردم ایران کمک بکن سربلند ایران و ایرانی یا حق مرده گفت هستم و افتخار میکنم که هستم منم گفتم جدی؟ خیلی خوبه بعد مامور بانکه گفت کارتون فقط ادم فروشی هست بعد مرده گفت اره خوب زندگی بدون ادم فروشی نمیچرخه( یا یه چیزی تو این مایه ها درست یادم نیست ولی معنی اش همین بود) من گفتم متاسفم خیلی وحشتناکه که اینطوری هست مرده بهم گفت شما که ادعا میکنی چه خدمتی به مردم میکنی؟ اون موقع چیز خاصی به نظرم نیومد ولی من اگه خدمتی نمیکنم که اگه از دستم بر بیاد حتما میکنم به مردم هم صدمه نمیزنم و دوست ندارم به واسطه ی من ضرر و زیانی به کسی برسه بعد یهویی مرده مامو بانکه رو میشناخت گفت از جای این اسپری ۲۰٪ ها رو سراغ نداری وقتی دندون درد میگرم ۱۰ ٪ فایده ای نداره اگه اونا باشه تا صبح راحت میشه خوابید منم بهش گفتم خیلی خوب هست که میتونی راحت بخوابیدی و این نعمت بزرگی هست متوجه ی تیکه ام شد گفت نه درد که داریم نمیتونیم بخوابیم ولی از نظر درد دندون میگم دیگه داشت یه جوری ماست مالی میکرد با سر رفت تو ماست گفتم جدی؟ شما هم درد دارید؟ خوبه بعد یهویی زد به سیم اخر به مامور بانکیه گفت اسم و آدرس اینو بنویس بده من منم گفتم که چی مثلا و مستقمی تو چشماش نگاه کردم بعد مامو بانکیه محلش نذاشت گفت نمیده چون بعد میای طلبکار این میشی مامو بانکیه هوامو داشت ما باید هوا همو داشته باشیم ولی من اصلا نمیترسیدم هیچ غلطی نمیتونست بکنه با اینکه داداش سپ اهی اش هم اونطرف تر بود بعد مامو بانکیه گفت من کار شما رو زودتر از این آقا راه می اندازم منم گفتم نه کار این آقا رو زودتر انجام بدید حق تقدم با ایشون هست ولی بعد مامور مار منو راه انداخت بسی جیه بهم گفت شما که ادعات میشه چرا حق تقدم رو رعایت نکردی گفتم من که گفتم حق با شماست مامور بانک اول کار منو راه انداخت فردا روز خاصی هست یعنی یه زمانی بود الانم هست و نه شایدم نیست دیگه ولی میتونم بگم فراموش نکردم نمیدونم دوستم الان کجاست براش اف یا نظر بذارم یا نه دودلم ولی یادم نرفته مناسبت فردا رو خاطرات چی که نمیره از یاد از ۲۹ آذر دو سال پیش بنویسم روزی که یه مرد بزرگ رو از دست دادیم خدا رحمتشون بکنه روحشون شاد یاد کسایی که تو اون جریانات جوونشون رو از دست دادن گرامی روحشون شاد هیچ وقت نمیتونم فراموششون کنم با اینکه نمیشناختمشون ولی همین که هموطنم بودن کافی هست به یادشونم الهم صل علی محمد و آل محمد روحشون شاد احساس میکنم بهشون مدیونم از چیزهایی بنویسم که تاسوعا و عاشواری امسال یاد گرفتم از نامه ی ۳۱ نهج البلاغه که امام علی برای فرزندشون امام حسن نوشتن ولی مال همه هست خدا خیلی مهربون هست و اینکه راه توبه رو همیشه برای ما باز گذاشته ولی توبه ای که واقعا پشیموون بشیم و سعی کنیم کار بد رو تکرار نکنیم اینکه دنیا محل گذر هست محل عبور که باید توشه جمع کرد اجازه ندیم که مرگ ما رو غافلگیر بکنه به یادش باشیم تمام ثروتهای دنیا رو داشته باشی نمیتونی کاری برای مقابله با مرگ بکنی پس بهتره به فکرش باشی امام علی میگن که از روزی بترس که مرگ تو رو درک کند و تو در حال معصیت باشی امام علی گفتن که زیاد به مرگ فکر کن وقتی که هجوم میبری به مرگ یعنی ما هر لحظه به مرگ نزدیک تر میشیم پس بهتره فراموشش نکنیم. همچنین گفتن که بهتر هست از کسایی که مغرور هستن به دنیا دوری بکنی چون فکر این افراد خطرناک هست کسایی که روی دنیا میپرند و فکر میکنن همیشه اینجا ماندگار هستن امام علی گفتن که به کارهایی که میکنی زیبایی بده یعنی سعی بکن گره از کار مردم باز کنی نه اینکه گره به کار مردم اضافه کنی و گفتن که تمام اوقاتت را صرف کار نکن یه قمست رو بذار برای خدا و ارتباطت با خدا و عبد کسی نباش از آیه ی ۱۳۳ آل عمران که هست: « و سارعو الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات و الارض اعدت المتقین» بشتابید برای نیل به آمرزش از پرودگار خود و بهشتی که پهنایش به وسعت آسمانها و زمین است و برای اهل تقوی آماده شده است. میگه بشتابید برای بهشت برای کسایی که متقین هستن و در آیه های بعد متقین رو اینطور معرفی کرده که در حال توانگری و تنگدستی انفاق میکنن و در هنگام خشم وعصبانیت خشم خود رو فرو میبرن و از خطای مردم میگذرند و هنگامی که کار زشتی بکنن یا بر خویش ستم کنند به یاد خدا می افتند و برای آمرزش گناهان خود استغفار میکنند و به زشتی گناهانش آگاه هستن و بر گناهشون پا فشاری نمیکنن یه چیز دیگه هم بگم که چرا ما میگیم امام حسین غریب هستن این درست نیست ما سه نوع غربت داریم یه نوع غربت داریم که فرد درون گراست و به همین واسطه تنهاست و با کسی کاری نداره کسی هم به اون کاری نداره نوع دوم غربت غربتی هست که آدم سطحش میره بالا تر دانش بیشتری پیدا میکنه از نظر معنوی ارتقا پیدا میکنه و به دلیل این افزایش سطح تنها میشه مثل دونده ای که جلوی همه هست تنهاست این تنهایی بد نیست و غربت امام حسین اینگونه بوده به خاطر خاص بودنش بوده و نوع سوم غربت غربتی هست که طرف احساس خود بزرگ بینی داره و خودخواهی اش باعث میشه که تنها بمونه به امید روزی که پیرو واقعی امام حسین باشیم سربلند ایران و ایرانی یا حق شاید قدرت نه گفتن ندارم و شایدم نه میذارم دیگران ازم سو استفاده کنن و روی خودم نمیارم فکر میکنن نمیفهمم ولی من تو خودم می سوزم فکر میکنم گاهی سلطه پذیرم فقط می دونم الان ناراحتم احساسم اینه ساعت خارج از وقت کاریم رفتم و کلی وقتم گرفته شد احساس میکنم وقتی یه لطفی می کنم بعد بعضی آدما فکر میکنن باید از دیگران تا جایی که میشه سو استفاده کرد هی کاراشونو روی ادم خراب میکنن فکر میکنن اینکه داره بار میده پس بیشتر و بیشتر ازش کار میکشن منم پیش خودم میگم اشکال نداره حالا از من کم نمیشه که این کارم انجام بدم و اینطوری خودمو توجیه میکنم ولی از قدیم گفتن « لطف مکرر وظیفه ی مسلم» و بعد از اون آدمایی هستن که مدام بهت میگن این وظیفه ی تو نیست که این کارها رو انجام بدی می مونی تو فشار گاهی فکر میکنم زندگی یعنی زجر کشیدن تا جایی که خدا بخواد و راحت بشی و بمیری تازه اون موقع هم مشخص نیست راحت شدی یا نشدی شاید تازه اول عذاب باشه در مورد عاشورا و امام حسین بنویسم که شده دستاویز فقط یه چارچوب از امام حسین و عاشورا نگه داشتن و محتوی رو حذف کردن یه دختره با هفت قلم آرایش فقط میگفت بریم نذری بخوریم فقط شده غذا خوردن یه عده مداح هم چرندیات بخونن یا برن دسته ببینن درسته بعضی هستن با حسن نیت میرن ولی اینو میدونم کسی که مدعی هست پیرو امام حسین هست نباید به خودش یا دیگران صدمه بزنه یه سینه زن نباید سیگار بکشه؟! چشم چرونی بکنه و یا ... یه بار داشتم تلویزیون میدیدم مداحی یکی از مداح ها رو گذاشته بود ( نمیریم روضه روضه رو آوردن تو خونه هامون) وایی نوحه میخوند میپرید بالا پایین جنبش بیش از حد داشت متاسفم که اینو میگم ولی من یاد دیسکو ها افتادم اونجا هم اهنگ های تند میذارن مردم میرقصن یه نوع رقصی که از هیجان بالا پایین میپرند همیچن شعرهایی هم میخونن عاشق چشم ابرو اینا چیزا شنیدم جاهایی هست که مردها خودشونو برهنه میکنن و سینه میزنن یا زنجیر میزنن اصلا هدف فراموش شده اینکه چرا امام حسین شهید شد واسه تشنه بودن حسین گریه میکنن واقعا این دلیله؟!!! حسین درسته که شهید شد ولی با گذشت این همه سال هنوز یادش زنده هست پس برنده ی اصلی حسین (ع) بوده و یارانش باید یادآوری بشه هدفش و اینکه با خدا معامله کردن چطوری هست امام حسین خودش انتخاب کرد برای حفظ اسلام برپایی نماز و امر به معروف و نهی از منکر اینقدر آیه های خوب در مورد کسایی که جهاد کردن تو قرآن هست پس کسی که جهاد کرده برد کرده کسایی که میرن قمه میزنن اگه بهشون بگی یه جا یه مظلومی هست برو کمکش کن یعنی انجام میدن؟؟ یعنی میرن کمک کنن اینا که مدعی هستن واسه مظلومیت حسین خون خودشونو میریزن؟! یعنی میرن به یاری مظلوم ؟ مگه نمیگن همه روزها روز عاشورا هست و همه جا کربلا واسه همینه دیگه یعنی جایی داره ظلم میشه ایستادگی کنی همین کسایی که الان بدون دلیل در بندن بهشون ظلم میشه کسی هست که اشک از گونه هاشون بگیره تو همین زیارتهایی که میخونن این موقعها لعنت میفرستن به کسایی که این مسائلی که بر امام حسین بود رو شنیدن و سکوت کردن درسته خودمم لال مردم ولی مدعی هم نیستم تو این زمون آدما سه دسته هستن یه سری رو با مقام خریدن یه سری رو با پول یه سری رو نمیتونن بخرن ولی اونا به هر دلیلی الان ساکت هستن با اینکه مخالف و ضع فعلی هستن یه نوحه خوون بوده گفته ما حسینی هستیم و طرفدارای م وسو ی یزیدی اگرم کشته بشن اشکال نداره یعنی احمقی پیدا میشه که این حرفا رو باور بکنه؟؟؟؟ باشه شما حسینی بقیه یزیدی دلیل اینکه شما حسینید چیه چه نشانه هایی دارید؟ چرا اونا یزیدی هستن؟؟ چیکار کردن؟ فقط میدونم دین شده دستاویز برای استحمار و بعضی ها واقعا احمقن مثل همون خوارجی که پیشونی شون از نماز شب سیاه بود ولی گفتن علی دین نداره و کافر ( نعوذ بالله) اسلام که میگه نجات یه انسان برابر نجات بشریت هست این کجای این حرف اینا قرار میگیره دیگه نمیدونم چی بگم یاد کسایی که عاشورای دو سال پیش کشته شده گرامی روحشون شاد کسایی که به ناحق جوون خودشونو از دست دادن خدا رحمتشون بکنه و به خانواده هاشون صبر بده سربلند ایران و ایرانی یا حق
و بعدشم یه عطر خریدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Melody |


