وطن عشق تو توی قلبم
|
|
میلاد امام هشتم سلاااممم
میلاد امام هشتم رو در ۸/۸/۸۸ شاد باش میگم به نظر من که خیلی جالب هست که در این تاریخ که همه اش هشت هست میلاد امام هشتم هم هست. الان باید همه شاد باشن و خوشی از همه جا سر برسه ولی نمی دونم تو برنامه های عید تلویزیون که فقط دو تا مجری نشستن و حرف میزنن مثلا رفتن مشهد میشه برنامه عیدشون من که خیلی دوست داشتم امروز رو جایی دعوت بودم و در شادی کسی شریک میشدم که البته نیستم حس میکنم غم و غصه از در دیوار میباره خیلی وقته شادی از این کشور رفته در صورتی که شادی حق مسلم هر انسانی هست و نباید غمگین باشیم حتی این حرفها رو نباید بزنیم ولی اوضاع واقعا دلگیر هست میخوام یادی کنم از کسانی که در حوادث اخیر یعنی ۴ ماه پیش کشته شدن روحشون شاد خدا به خانواده هاشون صبر بده. میخوام یادی کنم از کسایی که الان تو زندان هستن بی هیچ جرمی و در این عید عزیز کنار خانواده هاشون نیستن من خودم شخصا از این وضع خسته ام دلم شادی میخواد میخوام که غصه و مرگ یه چیز عادی توی زندگی ما نباشه همه اش میگم خدا درست میکنه درست میشه خدا خودش عذاب کنه باعث و بانی این حوادث رو ولی خود خدا هم تو قرانش میگه حال قومی رو تغییر نمیده مگه اینکه خودشون بخوان پیامبر میگن که ظلم در همین دنیا پاسخ داده میشه خدا به ما کمک کنه و با هم و در کنار هم بتونیم کشورمون رو اباد کنیم و شادی که حق همه ایرانی ها هست رو بهشون هدیه بدیم
شاد بودن هنر هست شاد کردن هنری والا تر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چو یک شکلک بی جان شب و روز بی خبر از همه خندان باشیم بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد.
سربلند ایران و ایرانی یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
شب افتابی من از پشت شب های بی خاطره من از پشت زندان غم امده ام من از آرزوهای دور و دار من از خواب چشمات غم آمده ام تو تعبیر رویای نادیده ای تو نوری که بر سایه تابیده ای تو یک آسمان بخشش بی طلب تو در خاک تردید باریده ای تو یک خانه در کوچه ی زندگی تو یک کوچه در شهر آزادگی تو یک شهر در سرزمین حضور تویی راز بودن به این سادگی مرا با نگاهت به رویا ببر مرا تا تماشای دریا ببر دلم قطره ای بی تپش در سراب مرا تا تکاپوی دریا ببر
محمد اصفهانی آلبوم دلقک نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
سخن آشنا ایام فرخنده رمضان هست و من گمون میکنم خیلی مونده تا به نیکی ها و فیض های این ماه پی ببرم امروز ۱۸ رمضان هست به سالگرد شهادت امام علی (ع) نزدیک شدیم خودم ۷ بار این ایام رو درک کردم منظورم از وقتی هست که تونستم خوب و بد رو تشخیص بدم هست و فکر میکنم هنوز به عنوان یه مسلمان نتونستم علی رو بشناسم و اونو و زندگیش رو سرچشمه ی زندگیم قرار بدم فکر میکنم اینکه فقط تو این ایام شب قدر و شهادت گریه کنیم و طلب بخشش کنیم و بعد از گذشت چند روز برگردیم به همون آدم سابق عوض بشیم کنار باید تغییر کنیم و دلیل اینکه الان اینجا هستیم رو نداشتن شناخت کافی افراد از بزرگواران و پیشوایان دین میدونم گذشت زمانی که فقط افراد کمی بودن که رابط ما با شناخت دین بودن الان ما باید خودمون بتونیم شناخت پیدا کنیم و اجازه ندیم هر چیزی رو به خوردمون بدن.
و حالا برای شروع تصمیم دارم جزئی از خطبه ی ۸۷ نهج البلاغه رو با استفاده از کتاب "" سخن آشنا "" که توسط عالم ربانی استاد حسین شفیعی نوشته شده بنویسم به دلیل طولانی بودن خطبه نمیتونم تمام خطبه رو اینجا بنویسم بقیه به عهده ی دوستانی که مایل هستن دنبال کنن بحث شناخت رو. خطبه ۸۷ صفات متقین و صفات گناهکاران و آگاه کدن مردم به جایگاه خاندان پیامبر هر کس دلش میخواهد ببیند که محبوب خدا هست یا نه؟ یا از چه راه و طریقی می تواند محبوب خدا بشود آن هم محبوبترین محبوبهای عالم پیش خدا امیر المومنین چهل صفت در این خطبه بیان فرموده که باید اینها را دارا شد و گرنه توقع محبوب بودن نزد خدا را نداشته باشد. اینجا میخواهم عرض کنم که ما دستمان از این صفاتی که حضرت می فرمایند کوتاه است. مصداق این صفات خود امیرالمومنین هستند اما مذاکره ی این سخنان ممکن است یک خاصیت نقد و بالفعل داشته باشد که قطعا دارد و آن این است که حداقل بفهمیم این انسان یک بُعدی نیست. محبوبترین بندگان نزد خدا، بنده ای است که خداوند او را بر نفس خودش اعانت کرده باشد. نفس و قوای نفسانی حاکم نباشد، هر کاری می کند یاری خدا باشد. امام سجاد در مناجات خمسه عشر چه می گویند؟ آیا فکر کرده ایم که در تمام تیپ و طبقات آنهایی که مدعی مسند نشین هستند و دعوی ارشاد و هدایت و رساندن به کمالات عالیه را دارند، آنهایی که آیت الله اند و آیت الله العظمی هستند آنهایی کهقطب العارفین هستند تابرسد به من و کاسب و امثال اینها یک دفعه فکر کردیم این حالی که حضرت سجاد (ع) در مناجا خسمه عشر که به اسم مناجات شاکرین عنوان برایش درست کرده اند چنین حالی پیدا کرده ایم یک اعتراضی یک چنین شکوایی ناله ای ضجه ای به درگاه حضرت حق از دست نفسمان بکنیم و بگوییم : « خدایا من فقط و فقط به تو شکوی می کنم چون دیگری شایسته ی شکایت نیست برای اینکه کاری از او نمی اید.» [ شکایت امام سجاد از نفس] « الیک اشکو نفسا بالسُْوءِ اَمارهً » یعنی کس دیگری نمی تواند کمکم کند. « و اِلَی الخطیئه مبادرهً » همیشه این نفس با کمال دستپاچگی و عجله به خطا و معصیت مبادرت و شتاب می کند. « و بمعاصیک مولعهً » ولع: شدت حرص وآز و طمع را می گویند : نفس من نسبت به معصیتت شدت و ولع و حرص را دارد. «تسللک بی مسالک المهالک » افسار مرا گرفته است و در راههایی که همه اش قدم به قدم پر از پرتگاه نیستی و نابودی است میبردم می کشاندم. « و تجعلُنی عندک اهون هالک» خدایا این نفس مرا پیش تو پست ترین موهوم ترین خوار ترین وذلیل ترین هلاک شدگان قرار می دهد. خدایا به داد این نفس بهانه جو و بهانه گیر من برس که هر ساعتی یک بهانه ای دارد هر آنی مقید به یک قیدی است. « میاله الی اللعب و الهو مملوهً بالغفله و السهو» خیلی به لهو و لعب و بازی مایل است. از اول حیات تا آخر حیات بازیگر است و خودش هم نمیداند. به خیالش دارد کارهای مثبت می کند به خیالش کارهای اساسی می کند ه خارج از حوزه ی لحو و لعب باشد. « تسرع بی الی الحوبه و تسوفنی بالتوبه » مرا با شتاب به طرف گناه می راند و به من می گوید توبه را به عقب بینداز! اجازه ی رجوع و بازگشت و جبران گذشته ها را به من نمی دهد و نمی گذارد مجالی برای فکر کردن پیدا کنم که عمری کردم چه نتیجه ای گرفته ام؟ ایا سزاوار نیست که من کمی به خود بیایم و متنبه شوم؟! این نفس نمی گذارد! سید الساجدین (ع) از دست نفس شکایت می کند!
** « فاستشعر الحُزن» این شخص که محبوبترین بندگان پیش خداست حزن و غم را شعار خودش قرار داده است. ما در عربی یک شعار داریم و یک دثار که مقابل هم هستند. شعار زیرپوش زیر پیراهنی لباسی که با شعر بدن ملاصق باشد حایلی بین بدن و لباس نیست. اما دثار کت عبا و روپوش است. برای هر عملی که انسان به تمام معنا ملزم شود آن عمل را انجام دهد و از او جدا نشود و چیزی حایل و واسطه بین انسان و آن صفت یا حالت یا ذکر نشود. **« و تجلبب الخوفَ» خوف خدا را چون پوشش بر خودش احاطه داده است. ** « فزهر مصباح الهدی فی قلبه» دلش به چراغ هدایت روشن و منور شد چراغ هدایت در دلش روشن می شود چه می شود؟ انسن به چه کیفیتی در می اید ؟ اگر چراغ هدایت در قلبش روشن شد یک دفعه می بیند این عالم طبیعت نعل وارونه است نقش وارونه است همین جهت طبیعت را طبیعت می گویند طبع یعنی وارونه اگر چراغ هدایت در قلب اسنان روشن شد دنیا و عالم هستی را از دید دیگری مشاهده و مطالعه می کند که مردم عالم از آن بی خبرند. ** « و اَعدَّ القری لیومه النازل به » تمام وسیله هایی پذیرایی و ضیافت را برای قدم مبارک مرگ قبل از اینکه بیاید فراهم کرده است. همه را آماده کرده است این مرگ برایش حکم یک میهمان عزیر الوجود را دارد. برای آن روزی که فرود می اید قبلا همه چیز را تهیه کرده است. این نتیجه ی آن چراغ هدایتی است که در قلبش روشن می شود. ** «فقرب علی نفسه البعید» چیزهای دور را برای خودش نزدیک کرده است باید گفت این یکی از مصادیقش است و معنای خیلی وسیعی دارد خیلی چیها از ما دور است و ما از خیلی مسائل دوریم ** «و هون الشدید» کارهای سخت را برای خودش آسان کرده است. ** « نظر فابصََر» یکی دیگر می فرماید: با چشم عقل در امور دنیا نظر کرد و استفاده ی بصیرت کرد. استفاده بینش کرد٬ استفاده ی نور دل و شرح صدر کرد. خیلی ها زندگی می کنند٬ اما بدون نظر کردن ٬ بدون اینکه یک وقت بالای سرشان را نگاه کنند. هیچ وقت نخواست یک متر آن طرف تر از محدوده ی مادی حسی را ببیند چه خبر است؟ « و ذکر فاستکثر» همیشه در حال تذکر است به یاد خداست اهل تذکر و روز به روز هم به تذکراتش افزوده می شود. **« فشرب نهلا» به حد رفع عطش یک نفس از آن اب نوشید. **« و سلک سبیلا جدداً» در یک راه بسیار واضح و روشن رهسپار شده است. ** « قد خلع سرابیل الشهوات» لباسهای شهوات را از خودش کنده است. ** از همه ی این همّ و فکرها در دنیا خالی شده است مگر یک همّ. هم با غم استعمال می شود ولی فرق دارد. همّ از ریشه اهتمام است مثلا می گویند اهتمام به این کار دارد یعنی همه حواسش جمع این کار است. در دعاهای ماه شعبان است که از خدا می خواند « ولا تجعل الدنیا اکبر همّنا» خدایا دنیا را بزرگترین همّ ما قرار نده یعنی اینفدر که به فکر دنیا هستیم به فکر و اهتمام آخرت باشیم. در اینجا میفرماید: این بنده ی محبوب خدا از همه ی این همّ و اهتمامها خودش را خالی کرده است مگر یک هم فقط روی یک همّ متمرکز است و آن هم خداست. ** مسلم است که چنین کسی از صفت نادانی و نابینایی قلبی و باطنی و بی بصیرتی و بی فهمی خارج شده است. ** و از سرکت داشتن و دخالت کردن و آمیزش و صحبت و امتزاج با اهل هوای خارج شده است. ** این شخص خودش کلیدی شده است بر درهای هدایت
دراینجا به دلیل اینکه پست خیلی طولانی نشده بقیه ی صفات افراد خوب رو نمینویسم و فقط چندتا از صفاتزشت ترین انسانها رو مینویسم صفات الفُسّاق صفات گناهکاران ** دسته ای دیگر هستند که عالم نامیده می شوندولی عالم نیستند چیزهای جهالت آوری را از جُهال دیگر اقتباس و سرقت کرده و چیزهای گمراه کننده را از گمراهان گرفته اند.( کتابهایی را خوانده آن هم نه از منابع صحیح از نادانهایی از خودش نادان تر از آنها اقتباس کرده و خیال می کند عالم است.) ** دامهایی را برای مردم بر پا داشته که از رشته های غرور و حرفهای باطل است. کتاب را بر رای خود حمل می کند و حق را منحرف می کند تا بتواند آن را بر هوای نفس خودش منطبق کند. ( آیات قرآن را به نفع خودش استفاده و بیان می کند.) ** مردم را ازگناهان کبیره ایمن می دارد و آن سست و آسان می کند ( بالش نرم زیر سر مردم می گذارد که گناه کردن برایشان اسان شود) می گوید : من هرگز در شبهات گیر نکرده ام در صورتی که غرق در شبهات است و می گوید: از بدعتها کناره گیری کرده ام در حالی که در بستر بدعت خوابیده است. ** چنین آدمی صورتش صورت انسان است و قلبش قلب حیوان. در هدایت را نمی شناسد که از آن تبعیت کند و در کوری و بُعد از حق را نمیداند که بتواند از آن دوری کند. چنین کسی مرده دلی است در یمان زنده ها! این یکی از اشعار آقای شفیعی هست از کتاب "دارالجنون عشق" دوست داشتم اخر این پست که متعلق به یکی دیگه از کتاب ایشون هست اینم بنویسم کاش مغز آدمی از جهل پنداری نداشت غیر اظهار حقیقت هیچ اظهاری نداشت کاش فرهنگ بشر از لفظ غفلت پاک بود یا بشر غیر از دل آگاه و بیداری نداشت کاش شیطان دست بر می داشت از اغوای خلق بر سر خود آدمی این گونه سالاری نداشت کاش چشم جمله عالم بر رخ حق باز بود تا که باطل در جهان دیگری نموداری نداشت کاش گوش اهل دنیا حرف حق را می شنود تا کسی روی حقیقت جحد و انکاری نداشت کاش خلقت آنچه در خود داشت بیرون می فکند تا دگر مخفی به پشت پرده اسراری نداشت کاش واعظ صحبت از عشق و محبت می نمود با بهشت و دوزخ و حوروجنان کاری نداشت کاش می شد با حقایق آشنا هر سالکی تا دگر با شیخ و مرشد حال و گفتاری نداشت کاش مرشد اوّل اندر خود نگاهی می فکند تا دگر سوی مریدان وقت دیداری نداشت کاش خلق و خوی انسان آن چنان می گشت پاک کز خباثت در وجودش هیچ آثاری نداشت کاش زیبایی مطلق را بشر می کرد درک تا دگر بازار مهرویان خریداری نداشت کاش انسان لاشه مردار جهان را می شناخت تا دگر جنگ و جدل از بهر مرداری نداشت کاش دولت های عالم صالح و مصلح بودند و رشید تا حکومت در جهان مفهوم و معنایی نداشت کاش می شد از شفیعی قدرت گفتار سلب بیش ازاین برگفتن ای کاش اصراری نداشت.
سربلند ایران و ایرانی یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
جست و جو در پشت چارچرخه ی فرسوده ای کسی
خطی نوشته بود: « من گشته ام . نبود! تو دیگر نگرد نیست! » این ایه ملال در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت چشمم برای این همه سرگشتگی گریست
چون دوست در برابر خود می نشاندمش تا عرصه بگوی و مگو می کشاندمش
ـ در جست و جوی آب حیاتی؟ در بیکران این ظلمات آیا؟ در آرزوی رحم؟ عدالت؟ دنبال عشق؟ دوست؟ ... ما نیز گشته ایم « و آن شیخ با چراغ همی گشت ...» آیا تو نیز ـ چون اوـ « انسانیت آروزست ؟ »
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذت هستی به جست و جوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست. هر گز « نگرد نیست» سزاوار مرد نیست...
ــــ فریدون ــــ
سربلند ایران و ایرانی
یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
ویژگی های کشورهای توسعه نیافته موضوع: توسعه اقتصادی جمعه سی ام مرداد 1388 11:25 ویژگی های مشترک کشورهای در حال توسعه
۱- پایین بودن سطح در امد سرانه فقر عمومی و گسترده مهمترین و بارزترین ویژگی کشورهای در حال توصعه است. سطح زندگی اکثریت مردم بسیار پایین است. علاوه بر سطح پایین در آمد سرانه توزیع ناعادلانه در آمد نیز موجب تشدید پدیده فقر در این کشورها شده است. درآمد پایین علاوه بر فقر عمومی پیامدهای شوم دیگری نیز بدنبال دارد به واسطه وجود فقر سو تغذیه در سطح وسیعی در این کشورها قابل مشاهده است و بعنوان یک وجه مشترک کشورهای در حال توسعه به حساب می آید. از آنجائیکه رابطه مستقیمی بین تغذی و کارایی جسمی و فکری وجود دارد لذع سو تغذیه در این کشورها از جمله عواملی است که در روند توسعه کشورهای در حال توسعه ایجاد اختلال می کند. جهل و بیسوادی عمومی سطح پایین بهداشت عمومی و نبود دیگر امکانات رفاهی از قبیل آب آشامیدنی بهداشتی تسهیلات ةموزشی و .. از دیگر پدیده های ناخوشایندی هستند که بواسطه وجود فقر در این کشورها دیده می شوند. روشن است که: این پدیده ها آثار بسیار مخربی برای اقتصاد ملی کشورهای درحال توسعه دارند و مانعی بزرگ در راه رسیدن به توسعه این کشورها می باشند. ۲- کمبود سرمایه و نرخ ناچیز تمرکز سرمایه از دیگر ویژگی های مشترک بین کشورهای در حال توسعه کمبود سرمایه و نرخ ناچیز تمرکز سرمایه است. در این کشورها از شیوه های کهنه و قدیمی برای تولید استفاده می شود. بویژه در بخش کشاورزی که از روشهای سنتی کشت و زرع و با استفاده از وسایل و ابزارهای ابتدایی به تولید محصولات کشاورزی می پردازند. به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان مهمترین عامل توسعه نیافتگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه کمبود سرمایه است.
۳- وجود پدیده دوگانگی از ویژگیهای مشترک کاملا مشهود است که در تمامی کشورهای در حال توسعه وجود دارد. ساختار اقتصادی این جوامع از دو بخش کاملا مجزا و متمایز ولی در مجاورت یکدیگر تشکیل شده است. یک بخش کاملا مدرن و پیشرفته و بخش دیگر سنتی و عقب افتاده است.
۴- وابستگی اقتصادی وابستگی اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به شکلهای مختلفی تحقق یافته است الف ) وابستگی به صادرات یک محصول ب) وابستگی در کشورهای در حال توسعه وابستگی به واردات کالاهای صنعتی و بطور کلی انتقال تکنولوژی مواد مصرفی و حتی مواد غذایی مورد نیاز از کشورهای توسعه یافته است. ج) وابستگی به سرمایه های خارجی د) نرخ بالای رشد جمعیت هـ) نرخ بالای بیکاری و) بزرگ بودن بخش کشاورزی با بهره وری پایین منبع : توسعه اقتصادی از دکتر یگانه موسوی جهرمی
اینا ویژرگی های کشورهای توسعه نیافته هست که با کمی دقت میتوان فهمید که در کشور ما هم این ویژگیها کاملا مشهود هسثت یه سری ویژگی های دیگه هم هست که کاملا مال همه ی کشورهای در حال توسعه نیست که میذارم بعد مینویسم و توضیح میدم به نظرم اول باید بگم فقر اختلاف طبقاتی و مشکلات اون در کشور ما بیداد میکنه و این موارد در شهرهای بزرگ بیشتر از شهرهای کوچیک در قابل مشاهده و حس هست این اختلافات که از نظر من باید اول فکری به حال این مورد در کشور کرد من اصلا موافق اینکه مسئولین باید از قشر مستضعف و پایین جامعه باشن نیستم و مخالف هستم چون میگم این افراد به دلیل فقر دوران کودکی مشکلاتی بسیار بیشتر از این حسن دارن که میتونن حال افراد فقیر رو بفهمن این افراد به دلیل مشکلات تغذیه در دوران کودکی عقده هایی که از کمبودهای این دوران دارند همه رو دچار مشکل میکنن در صورتی که متاسفانه در کشور ما این یک مبنای انتخاب مدیران هست که واسه همین هم هست الان هنوز اینجا هستیم یکی از دلیل هاش بی شک میتونه این باشه دوم مشکل سرمایه هست ما نفت رو داریم و ذخایر ارزشمند دیگه که با فروش اونها میتونیم سرمایه خوبی دشلاته باشیم صندوق ارزی هم در این راستا بوده ولی به دلیل اینکه در کشور ما با عوض شدن مدیر سیاستها هم تغییر میکنه و این یکی از مشکلات کشور ما هست این سیاست هم نادیده گرفته شدو همه میدونن که صندوق ارزی در عرض چهار گذشته بیشترش خالی شد و مطمینا در چهار سال اینده هم با شرابط موجود ذخیره ای نخواهیم داشت هیچ بازم ازش کم میشود و این هزینه ها خرج هزینه های جاری میشه که یعنی بادهوا و هیچی واسه اینده باقی نمیذاره. در مرود مشکل دوگانگی کاملا مشهود هست در کشور و کارایی در بخش کشاورزی خیلی پایین هست در صنعت هم متاسفانه اینگونه هست دیگه اینکه وابستگی هم مثلا در ظاهر میخوان وابستگی به گندم رو کم بکنن یا قطع بکنن ولی هر بچه مدرسه ای هم باشه اینو میفهمه منابع محدود زمین محدود وقتی میخواییم کاشت گندم را افزایش دهیم مطمینا از چیز دیگه ای کمبود خواهیم داشت بهتر هست اقتصادی ترین و با صرفه ترین گزینه رو انتخاب کنیم به جای استفاده ی سیاسی از مسائل مشکل اصلی کشور ما اینکه که مسئولین کشور ما همه چیز رو سیاسی کردن و به مکشلات مردم رسیدگی جدی انجام نمیدن مشکل کشور ما بی کاری هست مرگ و میر و از دست دادن جوانهایی که سرمایه های بارزش این کشور و مرز بوم هستن سرمایه انسانی تو تصادف یا تو خیابونها کشته میشن اینا بحث های الکی و دهعوای زرگری راه میندازن که به هیچ جا راه پیدا نمیکنه مشکلات بسیار هست و راه حال هایی وجود داره که باید شروع کرد نمیشه یه شبه همه چیز رو گلستون کرد فقط من موندم چا شروع نمیکنن؟؟؟ چرا میخوان همه چیزو از اول خوشدونه تجربه کنن
سربلند ایران و ایرانی
یا حق نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
ایام غم نخواهد ماند رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنیـــن هم نخواهــــد مانــــد من ار چه در نظر یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محتــرم نخواهــد مانــــد چو پرده دار بشمشیر میزند همه را کسی مقیم حریم حـــرم نخواهـــــد مانــــد چه جای شکر و شکایت زنقش نیک و بدست چو بر صفحه ی هستی رقــــم نخواهد ماند سرود مجلس جمشید گفته اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهـــــد مانـــد غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهـــد مانـــــد تونگرا دل درویش خود بدست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهـــد مانــــد بدین رواق ز بر جد نوشته اند بزر که جــز نکـــویــــی اهل کرم نخواهــد مانــد ز مهربانــی جانـــان طمــــع مـر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
سربلند ایران وایرانی
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
چهلمین روز این روزها مصادف هست با ایام عید و میلاد امام حسین (ع) امام سجاد (ع) که پیشوا و راهنمای ما مسلمان هستند و از نظر من افراد حقیقت جوی غیر مسلمان هم میتونن از صحبتها و راهنمایی های ایشان استفاده کنند و ابوالفضل کسی که نشون داد چقدر انسان میتونه ارتقا و درجه پیدا بکنه و با خودسازی به چه درجات عالی ای قدم بگذاره
غیر از این موارد که گفتم مناسبت دیگه ای هم هست که من همزمان شدن این چندتا رخداد رو به فال نیک میگیرم امروز ۴ مرداد ۸۸ مصادف هست با چهلمین در گذشت عزیزان هموطن تهرانی که در راهپیمایی مسالمت آمیز در تاریخ ۲۵ خرداد به دعوت اقای موسوی و آقای کروبی تشکیل شد و طبق گفته های و سنجش های اقای قالیباف شهردار تهران تعدادشون به سه میلیون نفر رسید و در هنگام بازگشت مورد اصابت گلوله قرار گرفتن و طبق گفته ی منابع رسمی ۷ نفر از هموطنانمون به شهادت رسیدن یکی از اونا سهراب اعرابی بود که ۲۰ تیر جنازه اش تحویل خانواده اش شد و به خاک سپرده شد از بقیه ی افراد هنوز نام و نشانی ارایه نشده که در حوادث ۲۵ خرداد کشته شده باشن من میدونم و حس میکنم که حتی یک ذره هم از احساس خانواده ای که ۲۶ روز در نگرانی و تب و تاب برای یافتن نشانی از فرزندش هست به هرجای ممکن سر میزنه و نگران هست پسرش شب کجا میمونه چی میخوره چیکار میکنه حتی جلوی اوین می ایسته تا از پسرش کسب اطلاع کنه و بعد بهش میگن که پسرش فوت شده رو نمیتونم درک کنم فقط میدونم که باید خیلی سخت باشه یا کسایی که یکی از اعضای خانواده شون دستگیر شدن و هنوز ازشون اطلاعی ندارن یا سیاستمداران و نخبگان ایران زمین که دستگیر شدن و دور از خانواده هاشون بسر میبرند نامه هایی که گه گاه در رسانه ها از این خانواده ها چاپ میشه نشون از غم و نگرانی این عزیزان میدهد افرادی مثل سهراب ۱۹ ساله محمد کامرانی ۱۸ ساله یعقوب بروایه مسعود هاشم زاده و افرادی که من الان در خاطرم نیست یا هنوز اسمی ازشون منتشر نشده به چه جرمی؟؟؟؟؟ و به چه گناهی باید کشته بشن؟؟؟؟ سرمایه های کشور و عزیزانی که گل نوشکوفه ی این آب و خاک هستند بهتره ببینیم چرا کشته شدن به جرم اینکه به نتیجه ی انتخابات اعتراض داشتن و به جای رفع ابهام به طرف اونا اسلحه گرفته شد و کشته شدن جرمشون این بود که پرسیدن چرا؟؟؟؟ و چگونه؟؟؟؟ وقتی امام حسین ( ع) قیام کرد بر ضد ظلم و تزویر و این امام پیشوا و راهنمای ماست وقتی ابوالفضل همراه شد با امام حتی با هدیه جان و معامله با خدا ما بشینیم کنار بچسبیم به زندگی چند روز دنیا؟؟!! که بخواییم یا نخواییم یه روزی تموم میشه و میمونه حساب و کتابی در قیامت که پارتی و آشنا بر نمیداره؟! وقتی میگن همه ی ما تو این جامعه مسئولیم از کوچیک تا بزرگ هر کسی به نسبت جایگاه و اندازه ی خودش من که نمیخوام ساکت بشینم من نمی خوام خون هموطنانم پایمال بشه وقتی ایت الله منتظری مرجع تقلیدی که ارجحیت ایشون رو هر کسی قبول داره البته افراد بدون قرض ایت الله طاهری نماینده ی سابق امام در اصفهان ایت الله صانعی ایت الله منتظری به روشنی در جواب اقای کدیور اعلام کردن که نظام جائر هست یعنی ستگر و ظالم وقتی بیشتر مراجع سکوت کردن و تبریکی نگفتن باید اعتراض خودمونو به هر نحوی نشون بدیم باید بگیم ما هستیم و منتظریم و میخواییم اسلام ناب محمدی واقعی در این کشور و ایران اجرا بشه ما میخواهیم حکومتی باشیم که در کنار اسلام پیشرفت داره اسلامی که وقتی در سالهای حکومت خلیفه ی دوم و کشور گشایی اعراب به سمت ایران بر ایرانی ها عرضه شد بسیاری از ایرانی ها با جان و دل اونو پذیرفتن با اینکه خودشون یکتا پرست بودن ولی از جور و ستم عالمان دینیشون به تنگ اومده بودن و اسلام رو پذیرفتن چون دیدن چقدر ارزشمند هست.
من میخوام و دوست دارم هرایرانی به سهم خودش نقشش رو فراموش نکنه من میدونم حس عرق ملی و محبت ایرانی ها در طول تاریخ نشون داده که هیچ موقع هموطنانشون رو تنها نمیگذارند و این حسو رو به ایرانی عزیزمون همیشه داشتیم که میخواستیم سربلند باشه من معتقدم حتی اگر این افراد بر فرض اغتشاشگر بوده باشن رفتار این افراد حکومت خیلی ظالمانه بوده در دین مبین اسلام تاکید بر این شده که ظلم نکنن حتی مرده باید سریع به خاک سپرده بشه و رفتار این افراد به دور از هر مهر و محبت اسلامی هست.
به پاس بزرگداشت عزیرانی که الان پیش ما نیستن ولی راهشون و هدفشون همیشه در یاد ها و تاریخ باقی خواهد ماند.
سربلند ایرانی و ایرانی
یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
به شرط ساده ي از خود گذشتن تقديم به رفيق گلم
رفاقت گاهی اشکه گاهی خونه رفاقت گاهی از جنس جنونه یه وقتایی تموم ِ دین و دنیا برای آدمای بی نشونه
همون بی ادعاهایی که گاهی نمی دونی چقدر عاشق تر از مان همونایی که حتی از خدا هم به این آسونیا چیزی نمیخوان
اگه عشقی نبود فقط رفاقت می تونست عشقو تو دنیا بیاره نمیشه دل به عشق ِ اون کسی داد که میتونه رفیقو جا بذاره
رفاقت مثله خاک سرزمینه واسه قربونی عشق ِ تو و من میشه دریا شدن مشکل نباشه به شرط ِ ساده ی از خود گذشتن
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
توسعه اقتصادی چیست؟ موضوع: توسعه اقتصادی پنجشنبه هجدهم تیر 1388 9:38 رشد و توسعه اقتصادی مبحث مهمی هست مقوله ی توسعه اقتصادی تا قبل از دهه ی ۱۹۴۰ به صورت پراکنده مورد مطالعه و بررسی قرار می گرفت.
رشد اقتصادی عبارت است از افزایش تولید ناخالص ملی یک کشور دریک دوره زمانی معین. مفهوم و تعریف توسعه در ادبیات فارسی کلمه توسعه به معنای گسترش و بهبود است. از سوی اقتصاددانان مختلف برای توسعه تعاریفی ارایه شده است هر یک تلاش کرده اند تا بر اساس دیدگاه خویش توسعه را تعریف کند. پروفسور جرالد می یر معتقد است ارایه تعریفی دقیق و جامع از توسعه اقتصادی بسیار مشکل است. بنابراین وی راه ساده تر را انتخاب کرده و توسعه رو چینن تعریف میکند: «توسعه اقتصادی عبارت است از فرآیندی که بو موجب آن در آمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت افزایش یابد.» از نظر می یر توسعه اقتصادی هدف نیست بلکه وسیله ای برای از بین بردن فقر مزمن و نیز وسیله ای برای فراهم آوری شرایط بهتر اجتماعی است. پروفسور بلاک تعریف جامعتری از توسعه اقتصاد اریه شده پروفسور بلاک معتقد است توسعه اقتصادی: « دستیابی به تعدادی از هدفها نمایان مطلوب و نوسازی از قبیل افزایش بازدهی تولید ایجاد برابری اجتماعی و اقتصادی کسب دانش و فن ومهارتهای جدید بهبود در وضع نهادها و یا بطور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون و هماهنگ از سیاستهای مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را بر طرف سازد.» تعریف دیگر از گونارمیرال ارئه شده است او می گوید: « توسعه اقتصادی عبارت است از حرکت یک سیستم یک دست اجتماعی به سمت جلو و همچنین به عقیده وی در توسعه نه تنها روش تولید و توزیع محصولات و حجم تولید مد نظر است. بلکه تغییرات در سطح زندگی نهادهای جامعه و سیاستها نیز مورد توجه است. » با توجه به تعاریف گوناگون از توسعه که اقتصاد دانان مختلف ارائه کرده اند استنباط می شود برای اینکه جامعه ای در مسیر توسعه اقتصادی قررا می گیرد و در این راه موفق گردد می بایست زیر بناها و زمینه های لازم جهت انجام این امر فراهم شود.زمینه های لازم از طریق تحولات و تغییرات بنیادی در ساختارهای فکری فرهنگی اجتماعی تولیدی و اداری ایجاد می شوند. توسعه اقتصادی در مفهموم علمی و عملی فقط در صورتی به وقوع می پیوندد که در جامعه نگرشهای سنتی در زمینه های مختلف جای خود را به نگرشهای علممی داده باشد جامعه به لحاظ فرهنگی فکری متحول شده باشد و به موازات این تحولات سازمانها و نهادهای مناسب با توسعه اقتصادی در حال شکل گیری باشند. عدم وقوع تحولات فکری و فرهنگی مناسب و بطور کلی عدم وجود تفکری واحد از جمله عوامل مهمی است که سبب گردیده تابسیاری از کشورهای عقب مانده نتوانند در دستیابی به توسعه موفق باشند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تعاریف و نمای کلی از توسعه اقتصادی رو بالا نوشتم از نظر من ما هنوز حتی در راههای توسعه قدم نگذاشتیم چه برسه به اینکه به توسعه برسیم و از این نظر متاسفانه عقب هستیم عرض میکنم چرا باید زیرساختها و بناهای توسعه اماده باشد و یکی از مهمترین زیرساختها حمل و نقل سریع و مطمین هست و کم هزینه که ما هنوز از این نعمت به صورت کامل برخوردار نشدیم یه مثالش اینه که به تازگی هم که خط راه آهنی از شیراز به تهران متصل شد به دلیل عجله وبی دقتی و بی مسئولیتی و عدم مدیریت صحیح هزینه ی زیادی مورد استفاده قرار گرفت ولی از نظر کیفیت خیلی پایین هست با یک بار رد شدن قطار از اون دیگه قابل استفاده نیست و باید ترمیم روی اون صورت بگیرد یا راه آهن دیگه ای که راه ماشین از اون نزدیک تر است و هزینه ی زیادی استفاده شده بدون اینکه صرفه اقتصادی داشته باشد ما هنوز از این فکر عقبیم که فکر کنیم کار اقتصادی هست به صرفه هست کیفیت در چه حد باید باشه کیفیت و کمیت رو در کنار هم در نظر بگیریم .کار را صورت میدیم بعد فکر میکینم که اشتباه کردیم و باید کار دیگه ای صورت میگرفته نمونه ی ساده ای اون کنده شدن مداوم خیابانها و پیاده رو ها هست بسیار مواردی که من دیدم تازه سنگ فرش شده این پیاده رو و به فاصله ی چند ماه از سنگ فرش شدن پیاده رو کنده میشه به هر بهانه ای ما باید تفکر و فرهنگ جامعه رو ارتقا بدیم باید برای وقت همدیگر ارزش قائل بشیم وقتی مسئولی برای ما و وقت ما ارزش قائل نیست ما را چندین بار به اداره می کشانه و بعد کاری انجام نمیگره در صورتی که میتونست این طوری نشه خدمات پس از فروش و احترام به مشتری مواردی هست که از نظر من باید فرهنگش ارتقا داده بشه در جامعه مردم باید بخواهند تا ارائه بشه یکی دیگر از موارد مهمترین مورد دروغ و دوز و کلکی هست که در جامعه رواج پیدا کرده کلاه سر همدیگر گذاشتن جنس بنجل رو انداختن به هم هنر هست و زرنگی و مواردی از این قبیل که واقعا فکر کردن بهش ناراحت کننده هست اگه هرکسی در مسئولیتی که هست احساس وظیفه بکنه و هر کس هر جا هست سر جای واقعیش باشه همون شایسته سالاری باشه نه سفارش و پارتی یعنی علم مدیریت داشتهب اشه که مدیر هست یا مهندس باشه و مدیریت تولید بلد باشه که این وظیفه بر عهده اش باشه و ارتقا سطح علمی دانشگاهها هم خیلی مهم هست نیروی کار با سواد و ماهر در کشورهای توسعه نیافته غنیمت هست و این کمبود باعث عقب ماندگی میشه
گمون کنم واسه امروز کافی هست ادامه دارد...
سربلند ایران و ایرانی
یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
یادبود سلام
بعد از اون روز شوم جمعه ای که احساس کردم رو دست خوردم سرم کلاه رفته و دچار اشتباه محض شدم و حوادث شوم بعدش که انگار ادم تو جهنم زندگی میکنه وقتی ادم ببینه هم وطناش کشته میشن بی گناه و به جرم اینکه حقشون رو میخوان یا حداقل دارن نظرشونو میگن غیر از جهنم میتونه باشه امروز رو روز بزرگداشت این عزیزانی گذاشتن که از بین ما رفتن به جرم اظهار نظر اگه حقی داشتن اگه نمیترسیدن اینطوری رفتار نمیکرد با زور و اجبار و یه مشت دروغ و خزبلات رو به خورد مردم بی اطلاع نمیدادن این روزهایی که گذشت و پیش رو داریم نشون داد که داریم کجا زندگی میکنیم با چه شرایطی اشتباه نشه اینجا ایرانه ایران با قدمت ۲۰۰۰ساله اش و مردم پاک و نجیبش مردمی که همیشه از دروغ و ریا بیزار بودن مردمی که همه چیزشونو واسه وطن میدن من معتقدم کسایی که این بلا ها رو سر ما میارن جوونا رو میزنن حتی به قصد کشتن چه با باتوم چه با تفنگ یا هر سلاحی که هست اینا ایرانی نیستن خون آرایایی تو رگهاشون جریان نداره یه اریایی این صحنه ها رو ببینه ناراحت میشه یا حتی راضی نیمشه با هموطناش این کارو بکنه یا شاید از درجه ی انسان بودن تنزل کردن انسان نیستن که همچین کاری رو با یه همنوع میکنه نمیخوام بخندم نمیخوام شاد باشم وقتی میدونم عزیزانم هموطنای بی گناهم کشته شدن به نا حق میخوام که کنار هموطنام بمون با هم باشیم تا لحظه ی مرگ برای روح عزیزان از دست رفته دعا میکنیم براشون شادی روح رو از خدا میخوایی و میخواییم خدا به خانواده هاشون صبر بده نباید بذاریم که خون این عزیزان پایمال بشه
آن خس و خاشاک تویی
پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم
هرگز از مرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش از ابتذال،شکننده تر بود هراس من- باری-همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد این جمله از وبلاگ دوست سبزم
منو مزرعه یه عمر چشم به راه یه بهاریم زیر شلاغ زمستون ضربه ها رو میشماریم توی این شهر غیر گریه کار دیگه ای نداریم هر کی خوابه خوش به حالش ما به بیداری دچاریم من این مزرعه ی خشک تشنه ی بذر دوباره است شب پر ازحضور تلخش جای خالی یه ستاره است مزرعه دزدیدنی نیست فردا میلاد بهار دیگه این مزرعه هرگز ترسی از خزون نداره نفس بکش نفس بکش اینجا نفس غنیمته توی سکوت مزرعه صدای تو یه نعمته نفس بکش
سربلند ایران و ایرانی
یا حق
نوشته شده توسط یه ایرانی | لینک ثابت |
|
پيغام مدير
![]() خیلی سخت پری داشته باشی اما نپری وقتی که قصه ی پر کشیدن تو از بری نباید بترسی از آسمون بی انتها، باید از عمری اسیری تو قفس بشی رها
کی می گه فقط یه گوشه بشینی به انتظار مگه سهمی نداری تا بگیری از روزگار اینجوری نیست که اگه حرف نزنی خیلی خوبی تو با گفتن طلوع با نگفتن غروبی نمی دونی کجایی چی میگذره دور و برت معنی این میشه باختن ، این که خواب باور. وقتی که اسیر شدی تو ای پرنده تو قفس حتی فکر نپریدن میگیره از تو نفس امكانات
|